الهــــــــــی
تو به رحمت خویشی و من بر حاجت خویش
تو توانگری و من ،درویش
الهــــــــــی
به حرمت آن نام که تو خوانی
و به حرمت آن صفت که تو چنانی
دریــــــــاب
که
می توانی
* گزیده ای از مناجات نامه ی خواجه عبدالله انصاری با اندکی تغییر
همگان مدعی پروازند
لیک پروازی نیست !
همه جا دل ،همه جا صحبت عشق
لیک همرازی نیست !
همه جا صحبت صدق ،همه جا صحبت مهر
لیک ،همراهی نیست !
باید
آغاز نمود
رویش
را
.
.
.
* گزیده ای از شعر هوای پرواز سروده ی فرزانه کوثری
نخستین جشنـــــــــــواره مجــــــــــــــازی ارتش
ویژه ی وبلاگ نویسان و با موضوع دفاع مقدس
در قالب های
« ادبـــــــــــی – تحلیلــــــــــی – خاطــــــره – فتوبلاگ »
این جشنواره در چهار فصل ( یکسال ) طراحی گردیده و علاقمندان به منظور شرکت در فصل اول آن فرصت دارند تا آثار خود را تا آخر تابستان سالجاری به نشانی دبیرخانه ی جشنواره ( اینجا ) ارسال نمایند .
مسئــــــــــــــول روابط عمومی جشنواره
آرش بابائی
مسئاله ساده است !
مردم اسیر سرگذشت شخصی شانند .
همه اعتقاد دارند ،هدف این زندگی ،پیروی از یک برنامه است .
کسی از خودش نمی پرسد که ،
آیا این برنامه ی خود اوست یا شخص دیگری آنرا برایش ریخته ؟
تجربه کسب می کنند ،خاطره می اندوزند ،مال جمع می کنند ،
و نظرات دیگران را بر دوش می کشند ،
که سنگین تر از حد توان آنهاست .
بنابراین ،رویاهای خودشان را از یاد می برند !
و این ،پاسخ این پرسش است که :
چــــــــــرا مـــــــــردم غمـــــــــــگینند ؟
* نقل قول
نمی دانم چه می خواهم خـــــــــــــــــــدایا !
به دنبال چه می گــــــــــــــردم شب و روز ؟!
چه می جوید نگـــــــــــــــــاه خسته ی من ؟
چرا افســــــــــــرده است این قلب پرسوز ؟!
* وصف حالی به یاد زنده یاد فروغ فرخزاد
امروز : بهشت - زهرا (س)
توی غسالخونه ،تعداد جنازه ها رو میشمارم :
۵ تا . . . نه ،۱۰ تا . . . نه ،۱۵ تا . . . نه ،بیشتر !!!
خدای من . . .
صدای جوونکی منو بخودم میاره : همراهان مرحوم علی تورجی ! و . . . لا اله الا الله !
با شنیدن صدای لا اله الا الله ،
دختر نازنین علی آقا ،توان ایستادن روی پاهای ظریفش رو از دست میده و . . .
تکرار و تکرار و باز هم تکرار !
الله - اکبر به این همه غفلت ! الله - اکبر به این همه غفلت !
هنگام برگشتن ،
ن د ا ی حزن انگیزی منو به گوشه ای از این بهشت غم زده می کشونه !
با دیدن گلهای پرپر شده ی روی مزار دخترک ،به فکر فرو می رم !
ای خداااااا !
امروز باورم شد که ما آدما ،مرگ رو باور نداریم !
امروز باورم شد که ما آدما ،همچنان تا لحظه ی مرگ غافلیم !
خدایا ! به عزت و جلالت قسم ،لحظه ی مرگ منو بهترین لحظه ی زندگی ام قرار بده . . .
فرزانه ی عزیز !
من ،مرگ را باور دارم !
من ،خفتن در جسم سرد خاک را باور دارم !
من ،سکوت تن خفته در دل خاک را باور دارم !
من ،آرامشی را ( زیباتر ) از مرگ نمی دانم !
« باور دارم بودنش را و امید دارم آمدنش را »
گرچه برای وصالش ...
باید منتظر ماند ، باید زمان زدود ،باید چراغ عشق افروخت و نخفته بیدار ماند !
لیک منتظرم . . .
پ . ن. : پاسخ به فرزانه کوثری عزیز برای نوشته ی " چرا از مرگ می ترسید ... " با استفاده از بیان زیبای خودش !
درباره ی من . . .
نکته : یک پایان غمگین همانند یک غم بی پایان است !
درباره ی الی . . .
نکته : یک پایان غمگین بهتر از یک غم بی پایان است !
« ژان ژاک روسو » معتقده که :
انسان ها آزاد و برابر به دنیا می آیند ،ولی می بینیم که در این دنیا ،در همه جا در زنجیر هستند و از رنج و ستم ،تبعیض و از جدائی ها ناله می کنند ،و این ناله گاهی به فریاد مبدل می شود !
سئوال : آیا واقعا انسان ها آزاد و برابر به دنیا میان ؟!!
پرنده ،روی هوا
و بر فراز چراغ های خطر
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه می کرد
.
.
.
پرنده
فکر
نمی کرد
!!!
* زنده یاد فروغ فرخزاد