بیا
تا ابد
خاطره ی زیبای همدیگه باشیم . . .
مردی در میان کتاب ها و روزنامه ها
ز - نی را از جنس فیلمهایش
بوسید
و هرگز
سخن از
عشق
در میان نیامد
و ز - ن در ذهن مرد توقیف شد !
آنچنانکه
عدالت
در
ذهن جامعه . . .
* گزیده ای از اشعار ساناز کریمی
در دریای عشق
همچنان سرگردان
گم کرده ره
قوی سپید
زبخت بلند
تا که یابد جای پائی
گردد تبه
گردد
سیه !
امروز
در سرزمین من
دخترکی ،آرزوهایش را بهم گره زد
س ی ز د ه گره ی کور !!!
اگر
همه به افكار هم مي بردند
پي
تصور كن !
تجسم كن !
همسايه
همكار
يار
واي
بر
م
ا
در ایستگاه قطار ،نشسته و منتظرم . . .
کاشکی قطار بعدی هیچ وقت نیاید !
شنیده ام که بارش حقیقت است .
- فنجان قهوه ی تلخ را سر می کشم و . . . هنوز منتظرم ـ
کاشکی قطار بعدی هیچ وقت نیاید !
توافت های ایران و خارج !
پدرم هميشه ميگويد: " اين خارجيها که الکي خارجي نشدهاند، خيلي کارشان درست بوده که توي خارج راهشان دادهاند. " البته من هم ميخواهم درسم را بخوانم؛ پيشرفت کنم؛ سيکلم را بگيرم و بعد به خارج بروم. ايران با خارج خيلي فرغ دارد. خارج خيلي بزرگتر است. من خيلي چيزها راجب به خارج ميدانم.
تازه ،دايي دختر عمهي پسر همسايهمان در آمريکا زندگي ميکند. براي همين هم پسر همسايهمان آمريکا را مثل کف دستش ميشناسد. او ميگويد: "در خارج آدمهاي قوي کشور را اداره ميکنند. " مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است. ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم ...
البته آن قسمتهاي بيتربيتي فيلم را نديديم اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي گذارند مدير بشود.
خارجيها خيلي پر زور هستند و همهشان بادي ميل دينگ کار ميکنند. همين برجهايي که دارند نشان ميدهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند !
ادامه مطلب ...
* به نقل از وبلاگ نوشین
گفته بودند از پس هر گريه ،آخر خندهايست
اين سخن بيهوده نيست
زندگي ،
مجموعهاي از اشك و لبخند است
خنده ی شيرين فروردين
بازتاب گريه ی پربار اسفند است . . .
* فریدون مشیری