زماني كه بيست و يك ساله بودم
شنيدم كه فرزانه مردي مي گفت :
تاج و تخت و اموالتان را ببخشيد
اما قلبتان را از دست ندهيد
ياقوت ها و مرواريد هايتان را در جوي بريزيد
اما آزاديتان را محكم در چنگ بگيريد
اما من بيست ويك ساله بودم ...
و بيست ويك ساله ها ... شعور حرف حساب گوش كردن ندارند !!!
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/02/29ساعت 17  توسط آرش بابائی Arash Babaei
|
دنیا ،هر روز بهتر میشه
و
هر شب ،مجددا گند تر میشه !!؟
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/02/24ساعت 12  توسط آرش بابائی Arash Babaei
|
آسوده ز هر چه هست مي بايد شد
واسوده ز هر چه نيست مي بايد بود
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/02/17ساعت 20  توسط آرش بابائی Arash Babaei
|
برام دعا کنید ...
براتون دعا می کنم ...
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/02/08ساعت 11  توسط آرش بابائی Arash Babaei
|
ما آدما تنها یه بار زندگی میکنیم ،اما اگه درست زندگی کنیم ،همون یه بار کافیه !!!
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/02/05ساعت 14  توسط آرش بابائی Arash Babaei
|
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/02/04ساعت 13  توسط آرش بابائی Arash Babaei
|
حتی اگر از روز ،ساعتی بیش نمانده
هنوز می توان از حساب شب ،چند ساعتی کش رفت !!!
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/02/02ساعت 12  توسط آرش بابائی Arash Babaei
|