تبليغاتX
لبخند ،نيشخند ،زهر خند ،...؟؟؟

لبخند ،نيشخند ،زهر خند ،...؟؟؟

( انسان ها،مي آيند و رنج مي كشند و مي روند ... )

- چه كسي عاقل است ؟ آنكه از هر كس چيزي مي آموزد .
- چه كسي قدرتمند است ؟ آنكه بر شهواتش افسار ميزند .
- چه كسي ثروتمند است ؟ آنكه به روزي خود راضي است .
.
.
.
- چه كسي عاقل و قدرتمند و ثروتمند است ؟ هيچكس !!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 23:21  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 


كانادائي ها

نه وحدت فرهنگي دارن ،نه وحدت مذهبي  ،نه وحدت اقتصادي  و نه حتي وحدت زباني

و شايد همين باعث شده كه وحدت ملي داشته باشن !!!
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 9:15  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 

بارون

به طور يكسان رو سر ظالم و مظلوم مي ريزه
.
.
.
اما نه ،ببخشيد !
.
.
بيشتر سر مظلوم مي ريزه ،چون مطمئنا ظالم چتر اونو دزديده !!!
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10:2  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 


در اين كه مستي مي تونه مسبب شرارت بشه حرفي نيست

ولي انسان ها زشت ترين و وقيح ترين شرارت ها و خيانت هاي خودشون رو در كمال هوشياري

 انجام مي دن !!!

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 20:44  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 

باز هم هتك حرمت فرشته هاي زميني ،اينبار دانشگاه زنجان !!!


ريا كاران

بيش از همه از يه نمايش استريپ تيز لذت مي برن و بيش از همه به وقاحت اين گونه نمايش ها

حمله مي برن !!!


پ.ن. : ننگ بر رياكاران و ننگ بر فرهنگ مشمئز كننده ريا كار پروري ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 9:30  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 



خداي بزرگ !

به من پاكدامني و تقوي عطا فرما ...

اما نه حالا !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:8  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 



بهتره كه يه شير،رهبر يه گله گوسفند باشه تا يه گوسفند رهبر يه گله شير ...
 

پ.ن. : دور از جون همه گوسفندا !!!
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 19:33  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 



خدا رو شكر كه هنوز كافرم !!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 9:13  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 



بزرگترين لطفي كه خداوند ميتونه در حق يه انسان انديشمند بكنه
اينه كه :

مرگ اونو تسريع كنه !!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 21:33  توسط آرش بابائی Arash Babaei  | 

- توي جمع دوستامون ،داشتيم راجع به كودك درون بحث مي كرديم و توجه من به دختر كوچولوي يكي از بچه ها بود كه حين بازي ،شيش دنگ حواسش به بحث ما بزرگترا بود ... نمي خوام سرتونو درد بيارم ،بعد از اينكه بحثمون تموم شد ،من پا شدم برم يه آبي به سر و صورتم بزنم كه اون فرشته كوچولوي مهربون اومد به طرفم و ازم پرسيد :
- عمو جون ،كودك درون من ،دختره ؟!!
- از اون روز اين سئوال عميق اون دختر بچه برام يه معماي بزرگ شده كه راس راستي ،كودك درون من دختره يا پسر؟
- شما چطور؟

كودك درون شما دختره يا پسر؟!!


پ.ن. : حيفم اومد كه اين مطلب رو روي وبلاگم نذارم ...


+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 18:51  توسط آرش بابائی Arash Babaei  |