درباره ی من . . .
نکته : یک پایان غمگین همانند یک غم بی پایان است !
( انسان ها،مي آيند و رنج مي كشند و مي روند ... )
درباره ی من . . .
نکته : یک پایان غمگین همانند یک غم بی پایان است !
درباره ی الی . . .
نکته : یک پایان غمگین بهتر از یک غم بی پایان است !
« ژان ژاک روسو » معتقده که :
انسان ها آزاد و برابر به دنیا می آیند ،ولی می بینیم که در این دنیا ،در همه جا در زنجیر هستند و از رنج و ستم ،تبعیض و از جدائی ها ناله می کنند ،و این ناله گاهی به فریاد مبدل می شود !
سئوال : آیا واقعا انسان ها آزاد و برابر به دنیا میان ؟!!
پرنده ،روی هوا
و بر فراز چراغ های خطر
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه می کرد
.
.
.
پرنده
فکر
نمی کرد
!!!
* زنده یاد فروغ فرخزاد
این روز ها . . .
پ . ن . : گاهی وقتا این نقطه چینا هزار حرف برای نگفتن دارن !
پناه می بریم به خدا !!!
بهای زندگی ،سنگین است !
بهایش را با لذت و لبخند خواهم پرداخت . . .
هر
چند
لبخندی
آمیخته
به
ا ش ک
ای کاش می توانستم
این خلق بی شمار را
بر شانه های خود بنشانم
تا با چشمان خود ببینند
خورشید بختشان کجا طلوع می کند ؟!
ای کاش می توانستم
یک لحظه می توانستم
ای کاش . . .
* احمد شاملو
دخترک ،گل را به مرد داد و گفت : « این مال شماست ! »
مرد ،گل را به همسرش تقدیم کرد و گفت : « این مال شماست ! »
و ز - ن ٬گل را لای دفتر خاطراتش گذاشت . . .
آن شب
ز - ن ٬به عشق همسرش می اندیشید و مرد به دستهای یخ زده ی دخترک !!!
[ گزیده ای از نوشته ی نسیم صباغان با اندکی تغییر ]
انسان ها را باید نوشت ،بارها نوشت ،تکرار کرد و بخاطر سپرد .
انسان ها را نباید فراموش کرد .
انسان ها تکرار می شوند و فراموش می شوند و از یادها می روند . . .
به امید تکراری دوباره !
انسان ها را جور دیگر باید بخاطر سپرد .
انسان ها را جور دیگر باید نوشت . . .